عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

564

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

كين توزى و دشمنى مى گردد . 44 كثرة السفّه يوجب الشّنئان و يجلب البغضاء : سبكى بسيار ( و هزل و خندهء بى جا ) شخص را معيوب مى سازد و دشمنى را ايجاد مىكند . 45 كثرة الهزل آية الجهل : مزاح و شوخى بسيار نشانهء نادانى است . 46 كثرة البذل آية النّبل : بخشش بسيار نشانهء بزرگوارى است . 47 كثرة الكلام يبسط حواشيه و ينقص معانيه فلا يرى له امد و لا ينتفع به احد : پر گوئى كناره گوينده را فراخ مى گرداند و ( ميدان خرده گيرى ديگران را بر وى وسعت مىدهد ) معانى سخن را معيوب مى سازد و نه پايانى برايش پديد مىشود و نه كسى از آن بهره‌مند مى گردد . الفصل السابع و الستون حرف الكاف بلفظ كن ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الكاف بلفظ كن قال عليه السّلام : فصل شصت و هفتم : از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب در حرف كاف بلفظ كن آن حضرت فرمودند 1 كن قنعا تكن غنيّا : قانع باش توانگر باشى 2 كن راضيا تكن مرضيّا : از خدا خوشنود باش تا پسنديده باشى . 3 كن صادقا تكن وفيّا : راستگو باش تا وفادار باشى . 4 كن موقنا تكن قويّا : به خدا يقين داشته باش تا نيرومند باشى . 5 كن ورعا تكن زكيّا : پرهيزكار باش تا پاكيزه باشى . 6 كن متنزّها تكن تقيّا : از زشتيها بدور باش تا پرهيزكار باشى ( تنزهّ الرّجل اى تباعد عن المكروه ) 7 كن سمحا و لا تكن مبذّرا : جوانمرد باش و اسراف كننده مباش . 8 كن مقدّرا و لا تكن محتكرا : اندازه گيرنده ( در وقت و روزى ) باش نه حبس كننده . 9 كن حلو الصّبر عند مرّ الأمر : بهنگامى كه كارى تلخى پيش آيد شيرين صبر باش ( و دشواريها را با گشاده‌روئى از پيش بردار ) . 10 كن منجزا للوعد وفيّا بالنّذر : نذر را دهنده و بوعده‌ات وفا كننده باش . 11 كن ابدا راضيا بما يأتي به القدر : همواره بدانچه كه تقدير پيش مى آورد راضى و خورسند باش .